درد دل

چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا
با تو چه کس می گوید
آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی
روی خندان تو را کاش می دیدم
شانه بالا زدنت را ( بی قید ) و تکان دادن دستت
که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد
می توانی تو به من زندگانی بخشی
یا
بگیری از من آنچه را می بخشی 
|
محاکمه عشق ... |
|
جلسه محاكمه عشق بود |
دوباره خزون اومد ، نم نم بارون می زنه تو صورتم
بوی خاک و نم کوچه می گه هنوز دیوونتم
رعدوبرق فهمیده انگار زندگیم شده غمنگیز
دستای کیو گرفتی زیر بارون های پاییز
می خوام اینجا با تو باشم زیر بارون دوباره
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره
خزونم داره می ره ، نمونده برگی رو درختا
من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها
دیگه بارون نمی باره ، توی جاده پر برفه
به خدای آسمونها عشقت از یادم نرفته
می خوام اینجا زیر برف و بارون
نیایی با خاطراتت سر می زارم به بیابون

چرا وقتی آدم تنها می شه غم و غصه اش قد یه دنیا می شه
می ره یه گوشه پنهون می شه ، اونجا رو مثل یه زندون می بینه
غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای به جنمبی پیرت می کنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشمام پر می زنه
غم می آد یواش یواش خونه دل در می زنه
یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای به جنمبی پیرت می کنه
چیستان های گمراه کننده :![]()
1 .اون چیه که آقایون از جلو میدن ، خانم ها از عقب ؟
جواب : بلیط اتوبوس![]()
![]()
2 . می دونید قزوینی ها به برادر زن چی میگن ؟
جواب : ماه عسل![]()
3 . اون چیه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نمیدن ؟ اولش(ک)، آخرش (ر)
جواب : کار![]()
4. اون چیه که تو دهن عقب و جلو میره و یه کف سفید هم ازش در میاد؟
جواب: مسواک![]()
5 . شباهت هویج با دامن کوتاه چیه ؟
جواب :هویج چشمه خانم ها را قوی می کنه ، ولی دامن کوتاه چشمه آقایون رو ...![]()
6 . اون چیه که زیرش بخوابی ، حال می کنی ؟ اولش (ک) ، آخرش (ر)
جواب : کولر![]()
7 . اونی که 3 حرفیه و حرف آخرش (ر) است و
اولش کوچیکه ، وقتی می خوای ازش استفاده کنی بزرگش می کنی ، درحین استفاده ازش آب میاد،
وقتی هم کارت باهاش تموم شد کوچیکش می کنی ، و چند قطره هم ازش می چکه ...
جواب : چتر![]()
![]()
1 .اون چیه که آقایون از جلو میدن ، خانم ها از عقب ؟
جواب : بلیط اتوبوس![]()
![]()
2 . می دونید قزوینی ها به برادر زن چی میگن ؟
جواب : ماه عسل![]()
3 . اون چیه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نمیدن ؟ اولش(ک)، آخرش (ر)
جواب : کار![]()
4. اون چیه که تو دهن عقب و جلو میره و یه کف سفید هم ازش در میاد؟
جواب: مسواک![]()
5 . شباهت هویج با دامن کوتاه چیه ؟
جواب :هویج چشمه خانم ها را قوی می کنه ، ولی دامن کوتاه چشمه آقایون رو ...![]()
6 . اون چیه که زیرش بخوابی ، حال می کنی ؟ اولش (ک) ، آخرش (ر)
جواب : کولر![]()
7 . اونی که 3 حرفیه و حرف آخرش (ر) است و
اولش کوچیکه ، وقتی می خوای ازش استفاده کنی بزرگش می کنی ، درحین استفاده ازش آب میاد،
وقتی هم کارت باهاش تموم شد کوچیکش می کنی ، و چند قطره هم ازش می چکه ...
جواب : چتر![]()
درخت عاشق...
_ نرو اگه بری میمیرم..
_ شعار نده کسی از دوری کس دیگه نمیمیره . این حرف ها مال تو قصه است .تو اگه من
رو دوست داشتی اون
کار رو نمیکردی . جای دست های من , لب های من , چشم های من , قلب من کس دیگه
ای رو مخاطب حرفهای قشنگت قرار نمی دادی ...
_ به خدا داری اشتباه میکنی خوب , صبر کن برات توضیح می دم .
_ نه حتی دیگه نمیخوام توی چشمات نگاه کنم چون میترسم بازم اسیر اون چشمات بشم و حرف های پوچت رو
باور کنم .
_ راست میگم , هر چی گفتم جز حقیقت چیزی نبوده . اونا نمیخوان که من و تو با هم بمونیم . اونا حسودن
حرف های اونا رو باور نکن ...
اما نه انگار گوش دخترک به این حرف ها بدهکار نیست و با این که اشک توی چشماش حلقه زده و خودش هم
خوب می دونه که چقدر دوستش داره جاده خسته رو با رفتنش غمگین تر می کنه و جای
پاش رو مثل خنجری روی جاده به خاطرات خاموش خاک می سپرد .
اره اون هم مثل بقیه داره میاد طرف من . نمیخوام حتی اشک های اون رو ببینم .
دخترک خیلی با اون و قلبش بد کرد .
الان دیگه تنها پناه اون منم . تکیه گاه خیلی ها بودم اما چه کنم که نمیتونم حرف هایی که
دوست دارم بزنم روبه زبون بیارم .
بگم : نذار حرف بقیه زندگیت رو از هم بپاشونه , به کسی اجازه نده توی زندگیت دخالت کنه , حتی به ابر اجازه
نده که با باریدنش چشم های فریبای اون رو بارونی کنه . ( کاش میتونستم این حرف ها رو به اون بزنم ...) !
اما جز این که اجازه بدم به من تکیه کنه و یه دل سیر گریه کنه کاری نمیتونم بکنم .
من درخت پیری هستم که همه عمر م رو به امید رسیدن این پسر و امثال اون به معشوقشون گذراندم .
اما هرگز...
دختر و پسر جوان آرزوهام کنار هم و در اغوش هم به من تکیه نکردند . هر یک به
تنهایی با بغض سنگین مرامحرم راز های خود کرده وغم خویش را با تنهایی من تقسیم میکنند .
بچه های من هم مثل خودم دیگه زرد شدند و جز فریب و نیرنگ چیزی ندیدند , هیچ وقت
به هم نگفتند که همدیگر رو دوست دارند . چون میترسند اون ها هم مثل آدم ها بی وفا
بشن و فرود بیان و روی زمین خاکی که
حتی نمیدونه دوستش داره یا نه با وداعی تلخ جاده را رنگ زرد بزنند .
رنگ تلخی که جز اندوه و غم برای من چیزی به جا نذاشته است ...
(( این قصه هم تمام شد اما قصه زندگی من هم چنان باقیست ... ))
ديوونگی همرو پيدا کرد اما هر چه گشت اثری از عشق نبود فضولی متوجه شد که عشق پشته بوته گل سرخ قايم
شده و ديوونه گيو خبر کرد ديوونگی يک خار بزرگ برداشت و در بوته ی گل سرخ فرو کرد صدای فرياد عشق
بلند شد وقتی همه به سراقش رفتند ديدند چشمانش کور شده و ديوونگی که خودش را مقصر ميدانست تصميم
گرفت هميشه عشق را همراهی کند از اون روز به بد هروقت عشق به سراق کسی ميرود چون چشمانش کور
است بدی هايه مشوقش را نميبيند و ديوانگی هم هميشه کنارش است...

گفتند
دیوونه ای!وقتی جدی بودیم گفتند مغروری!وقتی
شوخی کردیم گفتند سنگین باش!وقتی حرف زدیم
گفتند پر حرفی!وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقی!حالا
هم که عاشقیم میگن گناه...!!!
بگذارم و به خوابی فرو روم که پایانی ندارد بگذار برای اخرین بار لبان خشکیده ام را روی لبان
پر حرارتت بگذارم!
بگذار در اغوش تو جای گیرم و از عطر تنت مست شوم !!
بگذار تا بار دیگر اسم زیبایت را میان لبهایم زمزمه کنم...
بگذار در دفتر خاطرات قلبم عشق زیبایت را دیکته کنم !
بگذار در چشمانت خیره شوم و با صداقت تمام بگویم: دوستت دارم...!!!
با خدا حرف بزنید به گونه ای که گویا می توانید «او» را احساس کنید. زیرا با آنکه ما نمی توانیم «او» را ببینیم، اما «او» ما را می بیند.
