درد دل
عشق ها مي ميرند. قلبها مي پوسند.
احساس ها له مي شوند و غرور ها مي شکند. چشمها اشک مي ريزند. دست ها از غم هايي مي نويسند که دل هر کس را به درد مي اورد و او را به اه کشيدن وا مي دارد. دستها به سوي اسمان نيلي دراز ميشود و کسي را مي خوانند که اميد دهنده ي نا اميدان است. اينجا هر کس به دنبال خويش است. اين جا هر دلي به دنبال عشقي است و عشق ها مي ميرند و سنگ ها به سوي شيشه ها نشانه گرفته مي شوند وتيرها به سوي اهوان وحشي . و اين غزل ها هستند که با فريادي در دل کوه قلب انسان را مي لرزانند و عشق ها چه زود مي ميرند . ان وقت است که مي گويند :
کبوتر کشته را پراندن رسم نيست!